رشيد الدين فضل الله همدانى
12
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى )
[ اوّلهم السلطان المعظم ركن الدّنيا و الدّين ابو طالب طغرل بك محمّد بن ميكائيل بن سلچوق ] طغرل بك در رمضان سنهء تسع و عشرين و اربعمايه به نيشابور آمد ، و به شادياخ بر تخت ملك مسعود بن محمود نشست ، اضطراب و انقلابى در مردم شهر افتاد . منادى فرمود كه هيچكس را با سكّان شهر و رعايا كارى نيست ، و هيچ آفريده را نرنجانند ، چون اين خبر به سمع مسعود رسيد ، سخت از جاى برفت ، و بغايت متفكّر و متردّد شد . از غزنين با لشكرى و عدّتى تمام به راه تگيناباد و بست به جانب اسفزار بر صوب هرات به خراسان آمد ، و در اين حال طغرل بك به ولايت طوس بود ، از برادر چغرى بك جدا . مسعود خواست كه تاختن برد از راه جام به طوس ، و نگذارد كه ايشان به هم پيوندند . چون شب درآمد ، بر ماده پيلى سبكرو نشست ، و با لشكرى جريده روى به طوس نهاد ، ميان ايشان بيست و پنج فرسنگ مسافت بود . بر پشت پيل آن شب در خواب شد ، و كس او را بيدار نيارست كردن ، و پيلبان پيل را به تند نمىيارست راند . چون روز شد ، خبر يافت كه طغرل بك بگذشت ، و به برادر چغرى بك پيوست . مسعود پيلبان را سياست فرمود ، و الفائت لا يستدرك ، و از آنجا عنان به